Saturday, October 13, 2007

همه كس مي داند

سلام.
عيد فطر رو بهتون تبريك مي گم
امروز ترجمه هم ترانه ديگري از كوهن (Cohen) رو دارم.



همه كس ميداند

همه كس مي داند طاس ها آماده شده اند

همه كس با انگشتان لرزان مي ريزد

همه كس مي داند جنگ پايان يافته است

همه كس مي داند آدم خوبها باختند

همه كس مي داند نبرد ثابت بود

فقير فقير مي ماند، توانگر توانگر مي شود

اين رسمش است

همه كس مي داند

همه كس ميداند كه قايق نشت مي كند

همه كس مي داند كه ناخدا دروغ گفت

همه كس اين احساس مغموم را دارد

گويي پدرش يا سگش مرده است


همه كس با جيبشان حرف مي زنند

همه كس يك بسته شكلات مي خواهد

و يك رز ساقه بلند

همه كس مي داند


همه كس مي داند كه تو عاشق مني عزيزم

همه كس مي داند كه واقعا هستي

همه كس مي داند كه تو وفادار بوده اي

آه يك يا دو شب كم و زياد

همه كس ميداند تو عاقل بوده اي

اما فقط آدمهاي زيادي بودند كه بايد بدون لباس هايت

ملاقات مي كردي

و همه كس مي داند

همه كس مي داند، همه كس ميداند

اين رسمش است

همه كس ميداند

و همه كس مي داند كه اكنون يا هرگز است

همه كس مي داند كه من يا توست

همه كس مي داند كه تو براي هميشه زنده اي

آه وقتي كه يكي دو خط مي نويسي

همه كس مي داند كه معامله مزخرفيست

جو سياه پير هنوز دارد پنبه مي چيند

براي روبان ها و پاپيون هايت

و همه كس مي داند

و همه كس مي داند كه طاعون در راه است

همه كس مي داند كه سريع پيش مي آيد

همه كس مي داند كه مرد و زن برهنه

تنها يك كاردستي براق گذشته اند

همه كس مي داند كه صحنه مرده است

اما قرار است درجه اي روي تختت باشد

كه نمايان خواهد ساخت

هرآنچه همه كس مي داند

و همه كس مي داند كه تو در دردسري

همه كس مي داند چه بر سرت آمده

از صليب خونين كاوالري(1)

تا ساحل ماليبو(2)

همه كس مي داند دارد وا مي پاشد

يك نگاه آخر به اين قلب مقدس بيفكن

قبل از آنكه منفجر شود

و همه كس مي داند

آه همه كس مي داند، همه كس ميداند

اين رسمش است

همه كس ميداند


همه كس مي داند

1- كاوالري نام تپيه ايست كه مسيح روي آن به صليب كشيده شد.

2- ماليبو نام ساحلي دنج در غرب لس آنجلس است.



*
براي مشاهده متن انگليسي به اين لينك مراجعه كنيد

Wednesday, October 03, 2007

The Future, by Leonard Cohen

سلام

امروز با متن یکی از ترانه های مورد علاقه ام از لئونارد كوهن (Lenoard Cohen) در خدمتم. ترجمه متن آزاد و از خودمه. خوشحال می شم نظراتتون رو بشنوم.

شعر یک طور حالت آیینی داره که مرا شدیدا بخود جذب می کنه. بهمین دلیل تصمیم گرفتم ترجمه کردن اونو محک بزنم. که البته در بعضی از جاها اونطور که می خواستم نشد ولی در کل از ترجمه راضی هستم.

قسمت هایی که bold شده اند قسمت های مورد علاقه من هستند.

خوش باشید.

*

متن ترانه آينده

**

شب ناتمام را به من بازگردان

اتاق منعكس شده ام، زندگي خصوصي ام

اينجا احساس تنهايي ست،

كسي براي شكنجه نمانده است

به من تسلط مطلق

بر هر روح زنده را بده

و كنار من بيارام، عزيزم

اين يك دستور است!

*

مرا كراك و سكس مقعدي بده

تنها درختي را كه مانده بگير

آن را تماما با فرهنگ خودت

در حفره فرو كن

ديوار برلين را به من بازگردان

استالين و سنت پاول را به من بده

من آينده را ديده ام برادر:

قتل عام است.

*

همه چيز سر خواهد خورد،

در همه جهات سر خواهند خورد

هيچ نخواهد بود

هيچ چيز كه بتواني اندازه اش بگيري

سوز برف، سوز برف جهان

از آستانه گذشته است

و ترتيب نفوس را

برعكس كرده است

وقتي مي گفتند توبه كن توبه كن

با خود مي گفتم چه معني دارد

وقتي مي گفتند توبه كن توبه كن

با خود مي گفتم چه معني دارد

وقتي مي گفتند توبه كن توبه كن

با خود مي گفتم چه معني دارد

*

تو مرا از باد باز نمي شناسي

هرگز نخواهي شناخت، هرگز نشناختي

من آن يهود كوچكم

كه انجيل را نوشتم

من برخاستن و فروريختن ملت ها را ديده ام

داستان شان را، تماما شنيده ام

اماعشق تنها موتور بقاست

پيشخدمتت اينجا، به او گفته شده است

تا آن را سرد و واضح بگويد:

ديگر تمام شده، ذره اي

بيشتر نمي رود

و اكنون چرخ هاي بهشت متوقف مي شوند

تو شيطان را در حركت مي بيني

براي آينده آماده شو:

قتل عام است.

*

همه چيز سر خواهند خورد...

*

شكست قوانين باستاني

غرب خواهد بود

زندگي خصوصي ات ناگهان منفجر خواهد شد

ارواح خواهند بود

و آتش در جاده ها

و مردي سفيد پوش در حال رقص

زني را خواهي ديد

كه برعكس آويزان شده است

و آثار زنانه اش با لباس بلند آويزانش پوشيده

و تمام شاعران لوس كوچك را

كه دورش مي چرخند

و سعي دارند شبيه چارلي منسون بنظر آيند

و مرد سفيدپوش مي رقصد.

*

ديوار برلين را به من بازگردان

استالين و سنت پاول را به من بده

مسيح را به من بده

يا هيروشيما را

جنيني ديگر را ويران كن

ما بهر حال كودكان را نمیخواهیم

من آينده را ديده ام، عزيزم:

قتل عام است.

*

همه چيز سر خواهند خورد...

وقتي گفتند توبه كن....

Ali Noorani

December 3, 2005

۱۲/۹/۱۳۸۵

THE FUTURE Lyrics

by Leonard Cohen,

Translation by Ali Noorani

**

Give me back my broken night

my mirrored room, my secret life

it's lonely here,

there's no one left to torture

Give me absolute control

over every living soul

And lie beside me, baby,

That’s an order!

*

Give me crack and anal sex

Take the only tree that's left

stuff it up the hole

in your culture

Give me back the Berlin wall

give me Stalin and St Paul

I've seen the future, brother:

it is murder.

*

Things are going to slide, slide in all directions

Won't be nothing

Nothing you can measure anymore

The blizzard, the blizzard of the world

has crossed the threshold

and it has overturned

the order of the soul

When they said REPENT REPENT

I wonder what they meant

When they said REPENT REPENT

I wonder what they meant

When they said REPENT REPENT

I wonder what they meant.

*

You don't know me from the wind

you never will, you never did

I was the little Jew

who wrote the Bible

I've seen the nations rise and fall

I've heard their stories, heard them all

but love's the only engine of survival

Your servant here, he has been told

to say it clear, to say it cold:

It's over, it ain't going

any further

And now the wheels of heaven stop

you feel the devil's RIDING crop

Get ready for the future:

It is murder.

*

Things are going to slide ...

*

There'll be the breaking of the ancient

western code

Your private life will suddenly explode

There'll be phantoms

There'll be fires on the road

and a white man dancing

You'll see a woman

hanging upside down

her features covered by her fallen gown

and all the lousy little poets

coming round

tryin' to sound like Charlie Manson

And the white man dancin'.

*

Give me back the Berlin wall

Give me Stalin and St Paul

Give me Christ

or give me Hiroshima

Destroy another fetus now

We don't like children anyhow

I've seen the future, baby:

it is murder.

*

Things are going to slide ...

When they said REPENT REPENT ...

یکی از دوستان در نظرات گفته بود که «با سنت خودت» نامفهومه من هم بعد از کلی فکر به «با فرهنگ خودت» تغییرش دادم. من بخاطر تاکید بر جدی و آیینی بودن (و تاکید بر قدیمی بودن مفاهیم) کلمه سنت رو انتخاب کردم٬ امیدوارم الان مفهوم تر شده باشه. بهر حال منتظر نظراتتون هستم.

نکته دیگه اینکه همون دوست عزیز پیشنهاد کرده بود که ترجمه باید عامیانه تر می بود. خب من قبول دارم که در بعضی جاها متن اصلی محاوره ای نوشته شده ولی نمی تونم قبول کنم که کاملا روزمره است(مثال های زیادی از کلمات ادبی و غیر روزمره توی متن وجود داره)٬ ‌حداقل به خاطر جدی بودن مفاهیم و سنگین بودن چیزهایی که راجع بهش حرف می زنه اگر می خواستم زبان محاوره ای رو انتخاب کنم تاثیر خودشو از دست می داد. یا تاثیر گذار تر می شد؟؟