2014 September 04
شرق از جزییات حضور 11روزه قطار عقاب طلایی دانوب در ایران گزارش میدهد
صدرا محقق، علی نورانی
![]() |
| گزارش کاملی از تور قطار فوق لوکس «عقاب طلایی دانوب» به قلب پرشیا را در روزنامه شرق بخوانید |
2013 June 25
Tehran's Magician is published
جادوگر تهران منتشر شد
جادوگر تهران منتشر شد
نمایشنامه دوزبانه جادوگر تهران نوشته و ترجمه علی نورانی توسط نشر بامداد نو منتشر شد.
ویراستاری ترجمه انگلیسی به عهده مهرداد یوسف پوری نعیم و مریم جزایری بوده است. توزیع کتاب به عهده مرکز پخش ققنوس است. برای خرید نمایشنامه این کتاب را از کتاب فروشی نزدیک خود بخواهید
ویراستاری ترجمه انگلیسی به عهده مهرداد یوسف پوری نعیم و مریم جزایری بوده است. توزیع کتاب به عهده مرکز پخش ققنوس است. برای خرید نمایشنامه این کتاب را از کتاب فروشی نزدیک خود بخواهید
یک دانشجوی جوان و یک نویسنده میان سال در ایستگاه متروی شهری در آلمان منتظر قطار هستند تا به تماشای بازی فوتبال بایرن مونیخ بروند. روی تی شرت جوان عکس علی کریمی ست. او هوادار دوآتشه بایرن مونیخ است و کلافه از تاخیر قطار به ناچار با مرد نویسنده هم صحبت می شود. او خود را آزادی خواه و نماینده مبارزات دانشجویی می داند و نویسنده را متهم به محافظه کاری می کند.نویسنده اما به این حرف ها بی اعتناست. برای او تنها دیدن دختر جوانی که در بازی قبل چهره اش را روی اسکوربورد استادیوم دیده بود مهم است.دانشجوی عصبانی تمام بدبختی هایش را از زمانی می داند که بعد از مصدومیت میشاییل بالاک در بازی، یک بازیکن ایرانی، یعنی جادوگر تهران، بجای او وارد زمین شد. برای همین است که برای عکس علی کریمی روی تی شرتش سبیل هیتلر کشیده است...
Tehran's Magician, a bilingual play, written and translated by Ali Noorani is published by Bamdad Now publication.
The English translation was edited by Mehrdad Yousefpoori-Naeim and Maryam Jazayeri. Ali Noorani designed the cover himself.
To purchase the book please kindly contact Ali Noorani at noorani.ali [at] gmail.com
2013 May
Tehran's Magician, is under print now and will be available soon. I'm glad to say that like my first book, this book is bilingual too. I have done the translation myself
The Biography of an Event
Which Occurred in the Skull
بیوگرافی حادثهای که در جمجمه اتفاق افتاد
The Biography of an Event Which Occurred in the Skull" is a play written by Siamak Mohajeri in Farsi, and translated into English by Ali Noorani.
It's a play in three episodes, the main characters of which are a woman and three men.
To order the book online, please click here (publication website) or here (through Adineh Book online bookstore).
I'll be waiting for you comments and critiques
Thank you,
Ali Noorani
* Special acknowledgments go to Ms. Sarah Catherine Ilkhani for kindly reading the final translation.
It's a play in three episodes, the main characters of which are a woman and three men.
“Man: I don’t want to fabricate at all, because all our knitting has already been done. That was my mother who kept knitting me scarves and this is you, fabricating stories for me all the time. My mother was like you, she had made herself sick with all the knitting. She knitted so much that she went blind. I’d said “but mom, what can I do with such a long scarf? It doesn’t finish even if I turn it a hundred times around myself!” she’d say, “one day a very harsh winter will come which a couple of extra layers of this scarf won’t be able to protect you against. ” My father used to say “this is a scarf for all the boys on Earth”... ”The book is published in bilingual format by Afraz publication (2011). The English translation is edited by Sodabeh Anani Sarab.
To order the book online, please click here (publication website) or here (through Adineh Book online bookstore).
I'll be waiting for you comments and critiques
Thank you,
Ali Noorani
* Special acknowledgments go to Ms. Sarah Catherine Ilkhani for kindly reading the final translation.
***
نمایشنامه "بیوگرافی حادثهای که در جمجمه اتفاق افتاد" نوشته سیامک مهاجری و ترجمه علی نورانی به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده است.
این کتاب که توسط انتشارات افراز منتشر شده نمایشنامهای سه اپیزودیک است که شخصیتهای اصلی آن یک زن و سه مرد هستند.
در بخشی از نمایشنامه
"بیوگرافی حادثهای که در جمجمه اتفاق افتاد" میخوانیم:
"من اصلا نمی خوام ببافم؛ به خاطر اینکه بافتنیهای ما رو بافتن، اون از مادرم که مدام برام شال میبافت این از تو که مدام برام قصه میبافی؛ مادرم هم عین تو مرض بافتن داشت انقدر بافت که کور شد. هی میگفتم آخه مادر من شال به این بلندی رو میخوام چیکار صد دورم که دور خودم بپیچم باز تموم نمیشه. میگفت یه روز یه زمستون سختی میآد که به یهلا دولا شال رحم نمی کنه، پدرم میگفت: این شال همه پسرای زمینه..."
"من اصلا نمی خوام ببافم؛ به خاطر اینکه بافتنیهای ما رو بافتن، اون از مادرم که مدام برام شال میبافت این از تو که مدام برام قصه میبافی؛ مادرم هم عین تو مرض بافتن داشت انقدر بافت که کور شد. هی میگفتم آخه مادر من شال به این بلندی رو میخوام چیکار صد دورم که دور خودم بپیچم باز تموم نمیشه. میگفت یه روز یه زمستون سختی میآد که به یهلا دولا شال رحم نمی کنه، پدرم میگفت: این شال همه پسرای زمینه..."
این نمایشنامه 56 صفحهای در شمارگان 1100 نسخه به قیمت 2500 منتشر شده است.
برای سفارش این نمایشنامه میتوانید از طریق سایت انتشارات افراز و یا فروشگاه آنلاین کتاب آدینه بوک اقدام نمایید.
منتظر نظرات و نقدهای شما دوستان هستیم
با تشکر
علی نورانی



No comments:
Post a Comment