ساق ها و كمر غير باريكت
مي ترسم مايه ي گناه شوند
اندام عريانت را بپوش چنار
مردم دلشان هوس تبر دارد.
ساق ها و كمر غير باريكت
مي ترسم مايه ي گناه شوند
اندام عريانت را بپوش چنار
مردم دلشان هوس تبر دارد.
صدای آب می آید
صدای آه می آید
سایه ها نور می رقصند
دو چشمت برایم عشق می بارند
زمان ه برایت می ایستد
نزدیک که می شوی
دور که می شوی
ابر که می شوم
نفسم یاری نمی کند
صدای آب می آید.
87/21/4 - ابر
Conception is not for us
For us are orders to follow
Decision is not ours
Ours is luck, good or bad
Blue sky, green fields we pass through
Will never belong to us
Hot or cold are the bullets
Ours is orders to copy
For we are only puppets.
ادراک برای ما نیست
از آن ما دستوراتیست که باید خط ببریم
تصمیم با ما نیست
بخت با ماست، خوب یا بد
آسمان آبی، دشت های سبزی که از میانشان می گذریم
هرگز به ما تعلق نخواهند داشت
گلوله ها داغ یا سردند
از آن ما فرمانهاست که باید دنبال کنیم
که ما عروسکانیم.
10:30 a.m -19.2.87
Walking in plains, going to shooting fields,
Kermanshah