Wednesday, December 26, 2007

No Bravery!

hi
No Bravery is sung by James Blunt,
comments are welcome!

بي هيچ شجاعتي

كودكاني اينجا ايستاده اند

دست هاشان كشيده و به آسمان

اشك هاشان خشك بر چهره

او اينجا بوده است

برادران در گورهاي كم عمق آرميده اند

پدران، بي نشاني گم شده اند

ملتي كور بر شرم خويش

زيرا كه او اينجا بوده است

و من ديگر جز اندوه

هيچ شجاعتي

هيچ شجاعتي

در چشمانت نمي بينم


خانه هايي سوخته تر از حد تعمير

بوي مرگ در هوا موجود است

زني در ماتم، مويه كنان مي گويد

او اينجا بوده است

منور آسمان را روشن مي كند

نوبت مرگ خانواري ديگر است

كودكي آنقدر ترسيده كه فريادش بريده مي گويد

او اينجا بوده است

و من ديگر جز اندوه

هيچ شجاعتي

هيچ شجاعتي

در چشمانت نمي بينم

كودكاني اينجا ايستاده اند

دست هاشان كشيده و به آسمان

اما هيچ كس سوال چرا نمي پرسد

او اينجا بوده است

پيرمردان زانو مي زنند تا سرنوشتشان عوض شود

زنان و دختران مثله و هتك شده اند

نسلي غوطه ور در انزجار مي گويد

او اينجا بوده است

و من ديگر جز اندوه

هيچ شجاعتي

هيچ شجاعتي

در چشمانت نمي بينم

و من ديگر جز اندوه

هيچ شجاعتي

هيچ شجاعتي

در چشمانت نمي بينم

جمعه، آخر پاييز، 30/9/86

Saturday, December 22, 2007

by Mr. no longer Lonely! ;)

عقربه هاي ساعت زمان زنگ زده اند

دقايق تنهايي جلو نمي رود

چشمت به ديوار و سقف

و گاهي به پنجره

اين دل لعنتي كجا نمي رود!

1/10/86

11:34 صبح

Friday, December 21, 2007

Yalda

جوجه هايت را كه مي شماري مرغ تنهاييت را بكش. امروز آخر پاييز است...

يلدا مبارك.

****

از گردنه كه رد مي شدند هوا خيلي سرد تر شده بود. بي قوارگي خاك و سنگ هاي كنار جاده را سفيدِ برف پوشانده بود. اوايل، فقط نيم رخِ تپه ها سفيد بود و اين نشان مي داد كه آفتاب زورش به نصف تپه رسيده. اما جلوتر وقتي كامل در ميان گردنه رسيدي ديگر سفيد مي چربيد. بوته هاي تيره و كوتاهي كه سطح را فرش كرده بودند از برف كم عمق روزهاي آخر پاييز سرشان پيدا بود و تپه هاي سفيد را به تپه هاي خال خالي تبديل كرده بودند. يك جور خال خالي نرم و مخملي. گاهي روي مخمل خامه اي سفيد ريخته شده بود و اين لكه هاي بي گياهي بود كه سفيدش بيشتر بود. به تپه ها كه نگاه مي كردم همان حس سكون هميشگي برف را مي ديدم. اما اينبار خالهاي بامزه اي داشت كه بيشتر شبيه كارتونهاي ديزني بود: صد و يك سگ خالدار.

سرم را به شيشه تكيه داده بودم و از پشت شيشه سرماي برف را حس مي كردم. كمي بالاتر، در چند صد متري زمين ابرهاي مه سرعتشان زياد شده بود و داشتند بر روي تپه ها گَرد مي پاشيدند. خوابم گرفته بود. آن دورها مه آسمان داشت با كوه هاي سفيد تركيب مي شد و ابديت دايره اش را دورمان تنگ تر مي كرد...

پنجشنبه 29/9/86

گردنه آهوان

Sunday, December 16, 2007

Word...

I give up now. I don’t want to be a youth anymore. It’s such a massive burden on my shoulders. I can’t take it anymore. I’m tired of this game; the game of the potential and the achieved, the game of running after dreams. What’s it good for being young? I'm tired of saying "I wish..." once and hearing hundred echo of "sighs" in my heart. I know it’s nothing but an irrecoverable pain. I wish I was an old man; an old man who has no desires, no hopes and no vision. I wish I was an old man who doesn’t care for the light at the end of the tunnel; one who has just passed the tunnel and is wondering if there was any light.

I give up now completely.

من كنار مي كشم. ديگر نمي خواهم جوان باشم. اين باربراي شانه هاي من خيلي سنگين است. ديگر نمي توانم تحمل كنم. از اين بازي خسته ام، از بازي بالقوه و بالفعل، بازي دويدن پي روياها. جوان بودن به چه درد مي خورد؟ يك "كاش" بگويي و صد آه از ته دلت بشنوي. مي دانم كه جر رنج بي پايان چيزي نيست. كاش پيرمردي بودم، پيرمردي كه هيچ هوس، اميد و يا چشم اندازي به فردا ندارد. كاش پيرمدي بودم كه برايش نور انتهاي راه مهم نبود، كسي كه تازه از مسير گذشته بود و به اين مي انديشيد كه آيا هيچ وقت نوري .جود داشته يا نه.

Sunday, December 02, 2007

Leftover


1_leftover
Originally uploaded by a1i_santoori
This must be one of my best BW shots. I reaally like to know your opinion about the colors, composition, ... :)
The trunk in this photo is one of Shahrood's ancient plane trees. The trunk's circumference is 4.4 meters.
This photo is part of the plane tree series that I'm doing a research on.

اين بايد يكي از بهترين عكس هاي سياه و سفيد من باشه. خيلي ازش خوشم مياد. دلم ميخواد نظرتون رو راجع به رنگ ها، تركيب بندي،... اين عكس بدونم. ا
تنه اين درخت يكي از چنارهاي خيلي قديمي شاهروده. محيط تنه اين يكي 4.4 متر هست.
اين عكس يكي از مجموعه عكس چنار هاي شاهروده كه دارم روش تحقيق مي كنم. چند عكس ديگه رو مي تونيد با كليك رو عكس ببينيد. ا