Wednesday, December 26, 2007

No Bravery!

hi
No Bravery is sung by James Blunt,
comments are welcome!

بي هيچ شجاعتي

كودكاني اينجا ايستاده اند

دست هاشان كشيده و به آسمان

اشك هاشان خشك بر چهره

او اينجا بوده است

برادران در گورهاي كم عمق آرميده اند

پدران، بي نشاني گم شده اند

ملتي كور بر شرم خويش

زيرا كه او اينجا بوده است

و من ديگر جز اندوه

هيچ شجاعتي

هيچ شجاعتي

در چشمانت نمي بينم


خانه هايي سوخته تر از حد تعمير

بوي مرگ در هوا موجود است

زني در ماتم، مويه كنان مي گويد

او اينجا بوده است

منور آسمان را روشن مي كند

نوبت مرگ خانواري ديگر است

كودكي آنقدر ترسيده كه فريادش بريده مي گويد

او اينجا بوده است

و من ديگر جز اندوه

هيچ شجاعتي

هيچ شجاعتي

در چشمانت نمي بينم

كودكاني اينجا ايستاده اند

دست هاشان كشيده و به آسمان

اما هيچ كس سوال چرا نمي پرسد

او اينجا بوده است

پيرمردان زانو مي زنند تا سرنوشتشان عوض شود

زنان و دختران مثله و هتك شده اند

نسلي غوطه ور در انزجار مي گويد

او اينجا بوده است

و من ديگر جز اندوه

هيچ شجاعتي

هيچ شجاعتي

در چشمانت نمي بينم

و من ديگر جز اندوه

هيچ شجاعتي

هيچ شجاعتي

در چشمانت نمي بينم

جمعه، آخر پاييز، 30/9/86

Saturday, December 22, 2007

by Mr. no longer Lonely! ;)

عقربه هاي ساعت زمان زنگ زده اند

دقايق تنهايي جلو نمي رود

چشمت به ديوار و سقف

و گاهي به پنجره

اين دل لعنتي كجا نمي رود!

1/10/86

11:34 صبح

Friday, December 21, 2007

Yalda

جوجه هايت را كه مي شماري مرغ تنهاييت را بكش. امروز آخر پاييز است...

يلدا مبارك.

****

از گردنه كه رد مي شدند هوا خيلي سرد تر شده بود. بي قوارگي خاك و سنگ هاي كنار جاده را سفيدِ برف پوشانده بود. اوايل، فقط نيم رخِ تپه ها سفيد بود و اين نشان مي داد كه آفتاب زورش به نصف تپه رسيده. اما جلوتر وقتي كامل در ميان گردنه رسيدي ديگر سفيد مي چربيد. بوته هاي تيره و كوتاهي كه سطح را فرش كرده بودند از برف كم عمق روزهاي آخر پاييز سرشان پيدا بود و تپه هاي سفيد را به تپه هاي خال خالي تبديل كرده بودند. يك جور خال خالي نرم و مخملي. گاهي روي مخمل خامه اي سفيد ريخته شده بود و اين لكه هاي بي گياهي بود كه سفيدش بيشتر بود. به تپه ها كه نگاه مي كردم همان حس سكون هميشگي برف را مي ديدم. اما اينبار خالهاي بامزه اي داشت كه بيشتر شبيه كارتونهاي ديزني بود: صد و يك سگ خالدار.

سرم را به شيشه تكيه داده بودم و از پشت شيشه سرماي برف را حس مي كردم. كمي بالاتر، در چند صد متري زمين ابرهاي مه سرعتشان زياد شده بود و داشتند بر روي تپه ها گَرد مي پاشيدند. خوابم گرفته بود. آن دورها مه آسمان داشت با كوه هاي سفيد تركيب مي شد و ابديت دايره اش را دورمان تنگ تر مي كرد...

پنجشنبه 29/9/86

گردنه آهوان

Sunday, December 16, 2007

Word...

I give up now. I don’t want to be a youth anymore. It’s such a massive burden on my shoulders. I can’t take it anymore. I’m tired of this game; the game of the potential and the achieved, the game of running after dreams. What’s it good for being young? I'm tired of saying "I wish..." once and hearing hundred echo of "sighs" in my heart. I know it’s nothing but an irrecoverable pain. I wish I was an old man; an old man who has no desires, no hopes and no vision. I wish I was an old man who doesn’t care for the light at the end of the tunnel; one who has just passed the tunnel and is wondering if there was any light.

I give up now completely.

من كنار مي كشم. ديگر نمي خواهم جوان باشم. اين باربراي شانه هاي من خيلي سنگين است. ديگر نمي توانم تحمل كنم. از اين بازي خسته ام، از بازي بالقوه و بالفعل، بازي دويدن پي روياها. جوان بودن به چه درد مي خورد؟ يك "كاش" بگويي و صد آه از ته دلت بشنوي. مي دانم كه جر رنج بي پايان چيزي نيست. كاش پيرمردي بودم، پيرمردي كه هيچ هوس، اميد و يا چشم اندازي به فردا ندارد. كاش پيرمدي بودم كه برايش نور انتهاي راه مهم نبود، كسي كه تازه از مسير گذشته بود و به اين مي انديشيد كه آيا هيچ وقت نوري .جود داشته يا نه.

Sunday, December 02, 2007

Leftover


1_leftover
Originally uploaded by a1i_santoori
This must be one of my best BW shots. I reaally like to know your opinion about the colors, composition, ... :)
The trunk in this photo is one of Shahrood's ancient plane trees. The trunk's circumference is 4.4 meters.
This photo is part of the plane tree series that I'm doing a research on.

اين بايد يكي از بهترين عكس هاي سياه و سفيد من باشه. خيلي ازش خوشم مياد. دلم ميخواد نظرتون رو راجع به رنگ ها، تركيب بندي،... اين عكس بدونم. ا
تنه اين درخت يكي از چنارهاي خيلي قديمي شاهروده. محيط تنه اين يكي 4.4 متر هست.
اين عكس يكي از مجموعه عكس چنار هاي شاهروده كه دارم روش تحقيق مي كنم. چند عكس ديگه رو مي تونيد با كليك رو عكس ببينيد. ا

Tuesday, November 06, 2007

The Future **UPDATED**

baa komake siamak tarjome The Future ro baz nevisi kardam. matn az halate rasmi va adabi be mohavere nazdik tar va ravoon tar shode
nazaretoon khoshhalam mikone
benazare khodam ke kheili behtar shod
tarjome ghabli


آينده

لئونارد كوهن Leonard Cohen

***

شب ناتمام را به من برگردان

اتاق تكرار شده ام، زندگي شخصي ام

اينجا احساس تنهايي ست،

كسي براي شكنجه نمانده است

مرا بر هر روح زنده مسلط كن

و كنارم بيارام، عزيزم

اين يك دستور است!

*

به من از عقب بده و كراك!

تنها درخت مانده را بگير

و همه آنرا به روش خودت

از عقب فرو كن!

ديوار برلين را به من پس بده!

استالين و سنت پائول را به من بده

من آينده را ديده ام برادر:

كشت و كشتار است.

*

همه چيز ليز خواهد خورد،

در همه جهات ليز خواهد خورد

هيچ نخواهد بود

چيزي كه بتواني اندازه اش را بگيري

سوز برف، سوزسرماي جهان

از حد گذشته است

و نظم جان ها را

وارونه كرده است

وقتي مي گفتند توبه كن توبه كن

با خود مي گفتم يعني چه

وقتي مي گفتند توبه كن توبه كن

با خود مي گفتم يعني چه

وقتي مي گفتند توبه كن توبه كن

با خود مي گفتم يعني چه!

*

تو مرا از باد باز نمي شناسي

هرگز باز نخواهي شناخت، هرگز باز نشناختي

من آن يهود كوچكم

كه انجيل را نوشتم

من پيروزي و فرورپاشيدن ملت ها را ديده ام

داستان شان را، همه شنيده ام

اماعشق تنها موتور بقاست (ملت ها)

به پيشخدمت اينجا گفته شده است

تا آن را سرد و بيروح و واضح بگويد:

ديگر تمام شد، ذره اي

جلوتر نمي رود

و حالا رفتن به سمت بهشت از حركت ميماند

و تو حركت شيطان را مي بيني

براي آينده آماده شو:

كشت و كشتار است.

*

همه چيز ليز خواهند خورد...

*

سنت هاي غرب شكست خواهند خورد

زندگي شخصي ات ناگهان نابود خواهد شد

ارواح خواهند بود

و آتش در جاده ها

و مردي سفيد پوش در حال رقصيدن

زني را خواهي ديد سر و ته

كه اندام زنانه اش با لباس آويزانش پوشيده شده

و همه شاعران پست و فاحش

كه دورش مي پلكند

و سعي دارند شبيه چارلي منسون بنظر آيند

و مرد سفيدپوش همچنان مي رقصد.

*

ديوار برلين را به من برگردان

استالين و سنت پائول را به من بده

مسيح را به من بده

يا هيروشيما را

جنيني ديگر را از بين ببر

ما بهر حال كودكان را نمیخواهیم

من آينده را ديده ام، عزيزم:

كشت و كشتار است.

*

همه چيز ليز خواهد خورد...

وقتي گفتند توبه كن....

Saturday, October 13, 2007

همه كس مي داند

سلام.
عيد فطر رو بهتون تبريك مي گم
امروز ترجمه هم ترانه ديگري از كوهن (Cohen) رو دارم.



همه كس ميداند

همه كس مي داند طاس ها آماده شده اند

همه كس با انگشتان لرزان مي ريزد

همه كس مي داند جنگ پايان يافته است

همه كس مي داند آدم خوبها باختند

همه كس مي داند نبرد ثابت بود

فقير فقير مي ماند، توانگر توانگر مي شود

اين رسمش است

همه كس مي داند

همه كس ميداند كه قايق نشت مي كند

همه كس مي داند كه ناخدا دروغ گفت

همه كس اين احساس مغموم را دارد

گويي پدرش يا سگش مرده است


همه كس با جيبشان حرف مي زنند

همه كس يك بسته شكلات مي خواهد

و يك رز ساقه بلند

همه كس مي داند


همه كس مي داند كه تو عاشق مني عزيزم

همه كس مي داند كه واقعا هستي

همه كس مي داند كه تو وفادار بوده اي

آه يك يا دو شب كم و زياد

همه كس ميداند تو عاقل بوده اي

اما فقط آدمهاي زيادي بودند كه بايد بدون لباس هايت

ملاقات مي كردي

و همه كس مي داند

همه كس مي داند، همه كس ميداند

اين رسمش است

همه كس ميداند

و همه كس مي داند كه اكنون يا هرگز است

همه كس مي داند كه من يا توست

همه كس مي داند كه تو براي هميشه زنده اي

آه وقتي كه يكي دو خط مي نويسي

همه كس مي داند كه معامله مزخرفيست

جو سياه پير هنوز دارد پنبه مي چيند

براي روبان ها و پاپيون هايت

و همه كس مي داند

و همه كس مي داند كه طاعون در راه است

همه كس مي داند كه سريع پيش مي آيد

همه كس مي داند كه مرد و زن برهنه

تنها يك كاردستي براق گذشته اند

همه كس مي داند كه صحنه مرده است

اما قرار است درجه اي روي تختت باشد

كه نمايان خواهد ساخت

هرآنچه همه كس مي داند

و همه كس مي داند كه تو در دردسري

همه كس مي داند چه بر سرت آمده

از صليب خونين كاوالري(1)

تا ساحل ماليبو(2)

همه كس مي داند دارد وا مي پاشد

يك نگاه آخر به اين قلب مقدس بيفكن

قبل از آنكه منفجر شود

و همه كس مي داند

آه همه كس مي داند، همه كس ميداند

اين رسمش است

همه كس ميداند


همه كس مي داند

1- كاوالري نام تپيه ايست كه مسيح روي آن به صليب كشيده شد.

2- ماليبو نام ساحلي دنج در غرب لس آنجلس است.



*
براي مشاهده متن انگليسي به اين لينك مراجعه كنيد

Wednesday, October 03, 2007

The Future, by Leonard Cohen

سلام

امروز با متن یکی از ترانه های مورد علاقه ام از لئونارد كوهن (Lenoard Cohen) در خدمتم. ترجمه متن آزاد و از خودمه. خوشحال می شم نظراتتون رو بشنوم.

شعر یک طور حالت آیینی داره که مرا شدیدا بخود جذب می کنه. بهمین دلیل تصمیم گرفتم ترجمه کردن اونو محک بزنم. که البته در بعضی از جاها اونطور که می خواستم نشد ولی در کل از ترجمه راضی هستم.

قسمت هایی که bold شده اند قسمت های مورد علاقه من هستند.

خوش باشید.

*

متن ترانه آينده

**

شب ناتمام را به من بازگردان

اتاق منعكس شده ام، زندگي خصوصي ام

اينجا احساس تنهايي ست،

كسي براي شكنجه نمانده است

به من تسلط مطلق

بر هر روح زنده را بده

و كنار من بيارام، عزيزم

اين يك دستور است!

*

مرا كراك و سكس مقعدي بده

تنها درختي را كه مانده بگير

آن را تماما با فرهنگ خودت

در حفره فرو كن

ديوار برلين را به من بازگردان

استالين و سنت پاول را به من بده

من آينده را ديده ام برادر:

قتل عام است.

*

همه چيز سر خواهد خورد،

در همه جهات سر خواهند خورد

هيچ نخواهد بود

هيچ چيز كه بتواني اندازه اش بگيري

سوز برف، سوز برف جهان

از آستانه گذشته است

و ترتيب نفوس را

برعكس كرده است

وقتي مي گفتند توبه كن توبه كن

با خود مي گفتم چه معني دارد

وقتي مي گفتند توبه كن توبه كن

با خود مي گفتم چه معني دارد

وقتي مي گفتند توبه كن توبه كن

با خود مي گفتم چه معني دارد

*

تو مرا از باد باز نمي شناسي

هرگز نخواهي شناخت، هرگز نشناختي

من آن يهود كوچكم

كه انجيل را نوشتم

من برخاستن و فروريختن ملت ها را ديده ام

داستان شان را، تماما شنيده ام

اماعشق تنها موتور بقاست

پيشخدمتت اينجا، به او گفته شده است

تا آن را سرد و واضح بگويد:

ديگر تمام شده، ذره اي

بيشتر نمي رود

و اكنون چرخ هاي بهشت متوقف مي شوند

تو شيطان را در حركت مي بيني

براي آينده آماده شو:

قتل عام است.

*

همه چيز سر خواهند خورد...

*

شكست قوانين باستاني

غرب خواهد بود

زندگي خصوصي ات ناگهان منفجر خواهد شد

ارواح خواهند بود

و آتش در جاده ها

و مردي سفيد پوش در حال رقص

زني را خواهي ديد

كه برعكس آويزان شده است

و آثار زنانه اش با لباس بلند آويزانش پوشيده

و تمام شاعران لوس كوچك را

كه دورش مي چرخند

و سعي دارند شبيه چارلي منسون بنظر آيند

و مرد سفيدپوش مي رقصد.

*

ديوار برلين را به من بازگردان

استالين و سنت پاول را به من بده

مسيح را به من بده

يا هيروشيما را

جنيني ديگر را ويران كن

ما بهر حال كودكان را نمیخواهیم

من آينده را ديده ام، عزيزم:

قتل عام است.

*

همه چيز سر خواهند خورد...

وقتي گفتند توبه كن....

Ali Noorani

December 3, 2005

۱۲/۹/۱۳۸۵

THE FUTURE Lyrics

by Leonard Cohen,

Translation by Ali Noorani

**

Give me back my broken night

my mirrored room, my secret life

it's lonely here,

there's no one left to torture

Give me absolute control

over every living soul

And lie beside me, baby,

That’s an order!

*

Give me crack and anal sex

Take the only tree that's left

stuff it up the hole

in your culture

Give me back the Berlin wall

give me Stalin and St Paul

I've seen the future, brother:

it is murder.

*

Things are going to slide, slide in all directions

Won't be nothing

Nothing you can measure anymore

The blizzard, the blizzard of the world

has crossed the threshold

and it has overturned

the order of the soul

When they said REPENT REPENT

I wonder what they meant

When they said REPENT REPENT

I wonder what they meant

When they said REPENT REPENT

I wonder what they meant.

*

You don't know me from the wind

you never will, you never did

I was the little Jew

who wrote the Bible

I've seen the nations rise and fall

I've heard their stories, heard them all

but love's the only engine of survival

Your servant here, he has been told

to say it clear, to say it cold:

It's over, it ain't going

any further

And now the wheels of heaven stop

you feel the devil's RIDING crop

Get ready for the future:

It is murder.

*

Things are going to slide ...

*

There'll be the breaking of the ancient

western code

Your private life will suddenly explode

There'll be phantoms

There'll be fires on the road

and a white man dancing

You'll see a woman

hanging upside down

her features covered by her fallen gown

and all the lousy little poets

coming round

tryin' to sound like Charlie Manson

And the white man dancin'.

*

Give me back the Berlin wall

Give me Stalin and St Paul

Give me Christ

or give me Hiroshima

Destroy another fetus now

We don't like children anyhow

I've seen the future, baby:

it is murder.

*

Things are going to slide ...

When they said REPENT REPENT ...

یکی از دوستان در نظرات گفته بود که «با سنت خودت» نامفهومه من هم بعد از کلی فکر به «با فرهنگ خودت» تغییرش دادم. من بخاطر تاکید بر جدی و آیینی بودن (و تاکید بر قدیمی بودن مفاهیم) کلمه سنت رو انتخاب کردم٬ امیدوارم الان مفهوم تر شده باشه. بهر حال منتظر نظراتتون هستم.

نکته دیگه اینکه همون دوست عزیز پیشنهاد کرده بود که ترجمه باید عامیانه تر می بود. خب من قبول دارم که در بعضی جاها متن اصلی محاوره ای نوشته شده ولی نمی تونم قبول کنم که کاملا روزمره است(مثال های زیادی از کلمات ادبی و غیر روزمره توی متن وجود داره)٬ ‌حداقل به خاطر جدی بودن مفاهیم و سنگین بودن چیزهایی که راجع بهش حرف می زنه اگر می خواستم زبان محاوره ای رو انتخاب کنم تاثیر خودشو از دست می داد. یا تاثیر گذار تر می شد؟؟

Wednesday, September 19, 2007

Lose Yourself : A Comparative Lyric Translation


Today I’m posting a lyric by the eminent rap singer, Eminem, translated into another lyric by Emziper (Persian Rap singer). Lose Yourself is a famous track by Eminem so it might be as interesting for you, to see it in Farsi, as it was for me. I don’t know who the translator is but I think it’s a good job as a lyric. It’s well flowing with the music (though incomparable with the original version) and has good sound and rhyming. It’s also interestingly loyal to the source text.

Luckily I found Emziper’s official homepage on the web and replaced the authentic Persian lyric by the one I’d written myself.

Ali Noorani

Lose Yourself


Look, if you had one shot, and one opportunity
To seize everything you ever wanted in one moment
Would you capture it or just let it slip?

Yo
His palms are sweaty, knees weak, arms are heavy
There’s vomit on his sweater already, mom’s spaghetti
He’s nervous, but on the surface he looks calm and ready
To drop bombs, but he keeps on forgetting
What he wrote down, the whole crowd goes so loud
He opens his mouth, but the words won’t come out
He’s chokin, how, everybody’s jokin now
The clock’s run out, time’s up, over, blau!
Snap back to reality, Oh, there goes gravity
Oh, there goes rabbit, he choked
He’s so mad, but he won’t give up that
easy, No
He won’t have it , he knows his whole back's to these ropes
It don’t matter, he’s dope
He knows that, but he’s broke
He’s so stagnant he knows
When he goes back to this mobile home, that’s when it’s
Back to the lab again yo
This ol' rap shit
He better go capture this moment and hope it don’t pass him

HOOK:
You better lose yourself in the music, the moment
You own it, you better never let it go
You only get one shot, do not miss your chance to blow
Cause opportunity comes once in a lifetime...

yo

This soul’s escaping, through this hole that is gaping
This world is mine for the taking
Make me king, as we move toward a, new world order
A normal life is borin, but superstardom’s close to post mortem
It only grows harder, homie grows hotter
He blows it's all over, these hos is all on him
Coast to coast shows, he’s known as the globetrotter
Lonely roads, God only knows
He’s grown farther from home, he’s no father
He goes home and barely knows his own daughter
But hold your nose cuz here goes the cold water, these ho's don’t want him no mo, he’s cold product
They moved on to the next schmoe who flows
He nose dove and sold nada
And so the soap opera is told and unfolds
I suppose it’s old partna, but the beat goes on
Da da dum da dum da da

HOOK

No more games, I’ma change what you call rage
Tear this mothafuckin roof off like 2 dogs caged
I was playin in the beginning, the mood all changed
I been chewed up and spit out and booed off stage
But I kept rhymin and stepped writin, the next cipher
Best believe somebody’s payin the pied piper
All the pain inside amplified by the fact
That I can’t get by with my 9 to 5
And I can’t provide the right type of life for my family
Cuz man, these goddamn food stamps don’t buy diapers
And it’s no movie, there’s no Mekhi Phifer, this is my life
And these times are so hard and it’s getting even harder
Tryin to feed and water my seed, plus
Teeter-totter caught up between bein a father and a primadonna
Baby mama dramas screamin on her
Too much for me to wanna
Stay in one spot, another day of monotony
Has gotten me to the point, I’m like a snail
I’ve got to formulate a plot or end up in jail or shot
Success is my only mothafuckin option, failure’s not
Mom, I love you, but this trailer's got to go
I cannot grow old in Salem’s Lot
So here I go it's my shot.
Feet fail me not this maybe the only opportunity that I got

HOOKx2

You can do anything you set your mind to man



خودتو گم كن

ببين.... اگه تو.... يك شانس داشتي.... يا يك فرصت.... تا
هر چيزي رو كه مي خواستي بدست بياري.... يه لحظه.... از
اين موقعيت استفاده مي كردي؟.... يا مي ذاشتي كه از دستت بره؟

قسمت 1:
Yo,
دستهاش عرق كرده، زانوهاش سست شده، شونه هاش سنگين
بالا آورده اساپاگتي مامانُ روي ژاكتش و زمين
عصبيه، اما به ظاهر خونسرد و آماده به نظر مي رسه
تا بمبارون كنه، چيزي رو كه نوشته بوده همش فراموش مي كنه
جمعيت صداش در مي ياد
دهنش رو باز مي كنه اما كلمات بيرون نمي ياد
يه چيزي گير كرده توي گلوش
حالا همه دارن مسخرش مي كنن چه جور
ساعت ميگذره چه زود، زمان شده تموم، چه افتضاحي!
به واقعيت بر مي گرده، اوه چه جاذبه ايي داره
اوه خرگوشه داره مي ره
اون داره خفه مي شه
اون خيلي عصبانيه ولي به اين راحتي بي خيال نمي شه، نه نمي شه
تمام كوچه پس كوچه هاي شهرش حاليشه
اين مهم نيست، اون منگه، خودش مي دونه
ولي پول نداره، خيلي ناراحته
اينو خودشم مي دونه
وقتي به خونه كاروانيش بر مي گرده
وقتشه تا دوباره به آزمايشگاه برگرده
تمام اين رپ آشغال لعنتي
بهتر كه اين موقعيت رو تصاحب كنه و اميدوار باشه كه از دست نمي ده به اين راحتي

(همخواني)
تو بهتر كه خودتو توي موسيقي گم كني، يه لحظه
مال تو، بهتر كه هرگز از دستش ندي تو (تو)
فقط يه شانس داري نذار بره از دست تو
اين فرصت فقط يه بار تو زندگي رخ مي ده Yo
تو بهتر كه خودتو توي موسيقي گم كني، يه لحظه
مال تو، بهتر كه هرگز از دستش ندي تو (تو)
فقط يه شانس داري نذار بره از دست تو
اين فرصت فقط يه بار تو زندگي رخ مي ده Yo
تو بهتر كه

قسمت 2:
روحش در حال فرار
از توي حفره ايي كه بزرگ و فراخ
اين دنيا مال منه كه تصاحبش مي كنم
خودم رو پادشاه مي كنم
همونطوري كه حركت مي كنيم به سمت يك قانون جديد جهاني
تو اين دنياي مادي
كسل كنندست يه زندگي عادي
اما فوق ستاره بودن نزديك به بعد از مرگه
فقط سخت تر مي شه، فقط داغ تر مي شه
همه رو متاثر مي كنه با اين همه علف هرزي كه دورشه
از اين ساحل به اون ساحل نمايش مي ده
به عنوان يك جهانگرد مشهور شده
جاده هاي تنهايي، فقط خدا مي دونه
رشدش شده باعث جدايي از خونه
اون مثل يه پدر نمي مونه
به سختي دخترش رو مي شناسه وقتي ميره خونه
نفست رو نگه دار چون اينجا به آب يخ مي رسه
اين همه تشويق و هياهو اونو ديوونه نمي كنه، به نتيجه خوبي مي رسه
به سمت بعدي حركت مي كنند كه جريان داره
سقوط كرد و نادا رو فروخت
بنابراين اون داستان گفته شده و آشكاره
فكر مي كنم كه شريك قديميه، اما ريتم ادامه داره
دا دا دام دا دام دام

(همخواني(

قسمت 3:
ديگه بازي نيست، اون چيزي رو كه خشم مي گي من عوض مي كنم
اين سقف كذايي رو مثل دو تا سگ افتاده در بند خراب مي كنم
اول داشتم موسيقي مي زدم
يه دفعه همه چي ريخت بهم
من رو جويدند، توفم كردند، پشت صحنه هوم كردند
اما من ادامه دادم شعر ساختن رو
و نوشتم بخش بعدي رو
بهتر كه باور كني يه نفر پول مي ده نوازنده رو
همه دردهاي درون تشديد شدند با اين حقيقت
كه نمي تونم با كارمند بودن زندگيم رو بگذرونم بي مشقت
نمي تونم فراهم كنم براي خونوادم زندگي رديفي
چون كه پسر، با اين كوپن هاي لعنتي نمي شه خريد پوشكي
اين فيلم نيست، ماكاي فايفري اينجا نيست، اين زندگي منه
خيلي سخته اين زمونه
و داره سخت تر هم مي شه
سنگيني مي كنه روي شونم
سعي در آب و غذا دادن به دونم
به اضافه، الاكلنگي كه گير كرده بين يه آدم مقدس و پدر بودن
عزيزم، قصه غم انگيز مامان مي زنه فرياد
براي من هست خيلي زياد
كه بخوام يك جا بمونم
يك دفعه ديگه بزنم يا نه، به نقطه ايي رسيدم كه مثل حلزونم
بايد يك نقشه ايي بكشم، يا مي خورم تير
يا مي شم تو زندان اسير
تنها راه لعنتي من موفقيت، شكست جايي نداره تو اين مسير
مامان دوست دارم، اما اين خونه كارواني بايد بشه نابود
من نمي تونم توي خونه هاي كاروانيه "سالم" پير بشم زود
بنابراين امتحان مي كنم شانس خودمو
پاهام نمي تونن بكشن بدنمو
نه، نمي تونن، اين شايد تنها فرصتي باشه كه رو كرده به من

(همخواني)

هر كاري رو كه تصميم بگيري مي توني انجام بدي، مرد