سلام
امروز با متن یکی از ترانه های مورد علاقه ام از لئونارد كوهن (Lenoard Cohen) در خدمتم. ترجمه متن آزاد و از خودمه. خوشحال می شم نظراتتون رو بشنوم.
شعر یک طور حالت آیینی داره که مرا شدیدا بخود جذب می کنه. بهمین دلیل تصمیم گرفتم ترجمه کردن اونو محک بزنم. که البته در بعضی از جاها اونطور که می خواستم نشد ولی در کل از ترجمه راضی هستم.
قسمت هایی که bold شده اند قسمت های مورد علاقه من هستند.
خوش باشید.
*
متن ترانه آينده
**
شب ناتمام را به من بازگردان
اتاق منعكس شده ام، زندگي خصوصي ام
اينجا احساس تنهايي ست،
كسي براي شكنجه نمانده است
به من تسلط مطلق
بر هر روح زنده را بده
و كنار من بيارام، عزيزم
اين يك دستور است!
*
مرا كراك و سكس مقعدي بده
تنها درختي را كه مانده بگير
آن را تماما با فرهنگ خودت
در حفره فرو كن
ديوار برلين را به من بازگردان
استالين و سنت پاول را به من بده
من آينده را ديده ام برادر:
قتل عام است.
*
همه چيز سر خواهد خورد،
در همه جهات سر خواهند خورد
هيچ نخواهد بود
هيچ چيز كه بتواني اندازه اش بگيري
سوز برف، سوز برف جهان
از آستانه گذشته است
و ترتيب نفوس را
برعكس كرده است
وقتي مي گفتند توبه كن توبه كن
با خود مي گفتم چه معني دارد
وقتي مي گفتند توبه كن توبه كن
با خود مي گفتم چه معني دارد
وقتي مي گفتند توبه كن توبه كن
با خود مي گفتم چه معني دارد
*
تو مرا از باد باز نمي شناسي
هرگز نخواهي شناخت، هرگز نشناختي
من آن يهود كوچكم
كه انجيل را نوشتم
من برخاستن و فروريختن ملت ها را ديده ام
داستان شان را، تماما شنيده ام
اماعشق تنها موتور بقاست
پيشخدمتت اينجا، به او گفته شده است
تا آن را سرد و واضح بگويد:
ديگر تمام شده، ذره اي
بيشتر نمي رود
و اكنون چرخ هاي بهشت متوقف مي شوند
تو شيطان را در حركت مي بيني
براي آينده آماده شو:
قتل عام است.
*
همه چيز سر خواهند خورد...
*
شكست قوانين باستاني
غرب خواهد بود
زندگي خصوصي ات ناگهان منفجر خواهد شد
ارواح خواهند بود
و آتش در جاده ها
و مردي سفيد پوش در حال رقص
زني را خواهي ديد
كه برعكس آويزان شده است
و آثار زنانه اش با لباس بلند آويزانش پوشيده
و تمام شاعران لوس كوچك را
كه دورش مي چرخند
و سعي دارند شبيه چارلي منسون بنظر آيند
و مرد سفيدپوش مي رقصد.
*
ديوار برلين را به من بازگردان
استالين و سنت پاول را به من بده
مسيح را به من بده
يا هيروشيما را
جنيني ديگر را ويران كن
ما بهر حال كودكان را نمیخواهیم
من آينده را ديده ام، عزيزم:
قتل عام است.
*
همه چيز سر خواهند خورد...
وقتي گفتند توبه كن....
Ali Noorani
December 3, 2005
۱۲/۹/۱۳۸۵
THE FUTURE Lyrics
by Leonard Cohen,
Translation by Ali Noorani
**
Give me back my broken night
my mirrored room, my secret life
it's lonely here,
there's no one left to torture
Give me absolute control
over every living soul
And lie beside me, baby,
That’s an order!
*
Give me crack and anal sex
Take the only tree that's left
stuff it up the hole
in your culture
Give me back the Berlin wall
give me Stalin and St Paul
I've seen the future, brother:
it is murder.
*
Things are going to slide, slide in all directions
Won't be nothing
Nothing you can measure anymore
The blizzard, the blizzard of the world
has crossed the threshold
and it has overturned
the order of the soul
When they said REPENT REPENT
I wonder what they meant
When they said REPENT REPENT
I wonder what they meant
When they said REPENT REPENT
I wonder what they meant.
*
You don't know me from the wind
you never will, you never did
I was the little Jew
who wrote the Bible
I've seen the nations rise and fall
I've heard their stories, heard them all
but love's the only engine of survival
Your servant here, he has been told
to say it clear, to say it cold:
It's over, it ain't going
any further
And now the wheels of heaven stop
you feel the devil's RIDING crop
Get ready for the future:
It is murder.
*
Things are going to slide ...
*
There'll be the breaking of the ancient
western code
Your private life will suddenly explode
There'll be phantoms
There'll be fires on the road
and a white man dancing
You'll see a woman
hanging upside down
her features covered by her fallen gown
and all the lousy little poets
coming round
tryin' to sound like Charlie Manson
And the white man dancin'.
*
Give me back the Berlin wall
Give me Stalin and St Paul
Give me Christ
or give me Hiroshima
Destroy another fetus now
We don't like children anyhow
I've seen the future, baby:
it is murder.
*
Things are going to slide ...
When they said REPENT REPENT ...
یکی از دوستان در نظرات گفته بود که «با سنت خودت» نامفهومه من هم بعد از کلی فکر به «با فرهنگ خودت» تغییرش دادم. من بخاطر تاکید بر جدی و آیینی بودن (و تاکید بر قدیمی بودن مفاهیم) کلمه سنت رو انتخاب کردم٬ امیدوارم الان مفهوم تر شده باشه. بهر حال منتظر نظراتتون هستم.
نکته دیگه اینکه همون دوست عزیز پیشنهاد کرده بود که ترجمه باید عامیانه تر می بود. خب من قبول دارم که در بعضی جاها متن اصلی محاوره ای نوشته شده ولی نمی تونم قبول کنم که کاملا روزمره است(مثال های زیادی از کلمات ادبی و غیر روزمره توی متن وجود داره)٬ حداقل به خاطر جدی بودن مفاهیم و سنگین بودن چیزهایی که راجع بهش حرف می زنه اگر می خواستم زبان محاوره ای رو انتخاب کنم تاثیر خودشو از دست می داد. یا تاثیر گذار تر می شد؟؟