درطول تاریخ سینما مردم اغلب می دانسته اند که آنچه در فیلم می بینند واقعیت ندارد. برخی تعریف آن را قبل و برخی بعد از فیلم میشنیدند. اما همگی تا به امروز همیشه تحت تاثیر فیلم های اثرگذار قرار گرفته اند. اکنون که جلوه های بصری بر همه آشکارند، اکنون که سینما تکیه بر یک قرن تاریخ خود می زند آیا میتوان تاثیر فیلم های "خوب" و یا "بد" را بر تماشاگر انکار کرد، یا هنوز صدا و تصویر سینما با قدرت هولناک خود یک قدم جلوتر از بیننده اند؟
دوستان شما ممکن است در طول روز با شما شوخی کنند. آیا تا بحال از آن شوخی ها آنقدر شوکه شده اید که شب کابوس آن را ببینید؟ احتمالش ضعیف است. حال اگر دوستی شما را در شبی تاریک به اعماق جنگلی ببرد و دوستی دیگر ناگهان شما را بترساند چه؟ زهر ترک خواهید شد و احتمالا تاثیر آن شوخی تا مدت زیادی با شما خاهد بود. تاریکی جنگل و تمام صداها و اشکال و نورهایی که می بینید و شاید اعتمادتان به دوستتان شما را در یک "فضا"ی خاص قرار می دهند، فضایی که شما در آن خودتان نیستید بلکه به تصاحب آن در می آیید و این فضاست که شما را آسیب پذیر می کند. کار سینما ایجاد فضاست. همین فضاست که شما را می خنداند، به گریه وا می دارد، می لرزاند، از وحشت سر جا میخکوب می کند و به نوعی به هر کجا که بخاهد می برد. این درست است که تماشاگر حرفه ای امروز شاید حتی از مراحل ساخت و تولید یک فیلم نیز آگاه باشد اما نکته اینجاست که سینما در ابتدا بیننده را مسخ می کند و سپس ضربات کارساز خود را در ناخودآگاه او فرود می آورد و بعد از فیلم، وقت تحلیل یا تعریف یا نقد که آگاهانه به فیلم فکر می کنیم دیگر برای دفاع در برابر تاثیر آن خیلی دیر است.
بار دیگر که چشمانتان را برای خاب بستید و صحنه های فیلمی که آن روز دیده اید جلوی چشمتان آمد بیاد بیاورید که شما نیز از نفوذ سینما در ناخودآگاهتان مصون نیستید. با تماشای یک فیلم اثرگذار شما با دوستی در شبی تاریک به اعماق جنگل رفته اید.
7/11/89
2:00 a.m
