Wednesday, April 25, 2012

ناشنوا


شعر برای ناشنوایان چیست؟
آیا احساس در بیان در انگشتان یک ناشنوا به همان اندازه صدای لرزان یک عاشق است؟ حرکت دستان و یا خطوط چهره تا کجا پیش می روند؟ تندی و کندی حرکات چه؟
شاعرانگی در ناشنوایان چیست؟ آیا انتخابی برای نحوه بیان یک جمله هست؟ تا چه حد؟
کدام  را قویتر میدانید؟ کلمات سرد یا سردی چشمان گوینده
What is poetry to the deaf?
Is the feelings in a deaf's fingers as much as a lover's trembling voice? How far can hand motions or face lines go in conveying feelings? What about the speed?
What is being poetical in the world of the deaf? Is there a choice for diction? How much?
Which is stronger? Cold words or the coldness in a speaker's eyes.
These are the things that have been flowing in my mind ever since I saw this video featuring Natalie Portman and Johny Depp.
اینها چیزهاییست که بعد از دیدن این ویدئو در ذهن من جریان پیدا کرده :

Friday, April 20, 2012

صدا تنهاست که می ماند


تا پوست خود برخیز
تا نوک نفس های یواشکی

روی از من بر میگردانی
و گونه ات سراپا گوش است
 صدا تنهاست
که می ماند
 در این سکوت شکست خورده
دلم قاچ میخورد
 خط نگاه تو
کدام سمت را
روشن خواهد کرد؟

۹۱-۱-۳۱-
هفت و چهل دقیقه صبح
علی نورانی

Friday, April 06, 2012

قدری قطار

1. اینطور که پیداست قطار به انتخاب اول خانواده های بچه دار برای مسافرت تبدیل شده
2. در تمام مسیر خشتک وصله شده ام رو قایم میکردم. با طرز نشستنم با زنان همذات پنداری میکردم. حس میکردم چیزی بین پاهایم هست که باید با تمام وجود از آن محافظت کنم.
3. پیرمرد کوچک که چروک های صورتش شبیه رگه های برگ کاهو بود گفت...
من متوجه نشدم. سرم را بردم جلو. دوباره گفت. اصلا نفهمیدم
گفتم متوجه نشدم و دوباره خم شدم.
او دوباره چیزی گفت و من حتی نمیتوانستم بفهمم که حرف قبلی را تکرار کرده یا چیز جدیدی گفته. کمرم را راست کردم و خاستم جوابی حدودی بدهم و دیدم حتی حدسی هم نمی زنم.
یک بار دیگر گفتم متوجه نمیشم
مایوس شانه هایش را بالا انداخت و گفت اگه متوجه نمی شی که نمی شی دیگه

Monday, April 02, 2012


بر بازدم هایم ترانه ای جاریست
مهر لبانم را که خواهد گشود