Thursday, June 02, 2011

ماگی در شکل یک سر، خودنگاره

File:Jug in the form of a Head view.jpg                                                                         


Jug in the Form of a Head, Self-portrait, Gauguin, 1889. Kunstindustrimuseet, Copenhagen.
ماگی در شکل یک سر، خودنگاره (معمولا به نام ماگ خودنگاره خوانده میشود) توسط هنرمند پست امپرسیونیستی پائول گوگن در اوایل 1889 ساخته شد. این خود نگاری بطرز خاصی وحشت آمیز و خشن است و در نتیجه دو اتفاق تلخ در زندگی هنرمند خلق شده است. در دسامبر 1888 هنگامی که گوگن بهمراه وینسنت ون گوگ در آرل ساکن بود، ونگوگ گوش خود را برید و به فاحشه ای داد. چند روز بعد گوگن شاهد قطع سر مجرمی در پاریس بود. در خودنگاره، گوگن سر زخمی او را نشان میدهد، که خون از آن سرازیر است، گوش آن بریده شده و چشمانش گویی در انکار بسته اند.
Vincent van Gogh,
صندلی پائول گوگن 1888
رابطه گوگن با ون گوگ پرتلاتم بود.گوگن پیشتر علاقه هایی به امپرسیونیسم نشان داده بود و هر دو مقدار زیادی گرایش های افسردگی و خودکشی داشتند. در 1888 گوگن و ون گوگ نه هفته را با هم در منزل ون گوگ به نقاشی گذراندند. در این مدت، گوگن بیشتر و بیشتر از امپرسیونیسم کناره گرفت که به بحث آن دو انجامید. در عصر 23 دسامبر 1888، ون گوگ که ناامید و بیمار بود با کشیدن تیغ روی گوگن با وی مواجه شد. ون گوگ در اثر ترس به فاحشه خانه ای در اطراف گریخت. وقتی آنجا بود، قسمت پایین لاله گوشش را برید. بافت بریده شده را لای روزنامه پیچید و به فاحشه ای به نام راشل داد و از او خواست تا "این شیئ را با دقت نگه دارد". 
گوگن اولین نفری بود که هنرمند هلندی را، دقیقا پس از آنکه گوش خود را بریده بود، بیهوش با سری غرق در خون روی زمین یافت. ونگوگ بسیار گوگن را تحسین میکرد و ناامیدانه میخاست چون برابر با او شناخته شود. اما گوگن مغرور و سلطه جو بود، مساله ای که اغلب مرد هلندی را می آشفت. ون گوگ که در آن زمان عمیقا تنها بود اغلب به فاحشه خانه ی رو دو بودال بعنوان تنها نقطه ی تماس عاطفی و احساسی اش با دیگر مردم میرفت. قبل از آنکه تلو تلو خوران به اتاق مشترکش با گوگن برسد گوش بریده اش را به یکی از آنها سپرد.
به گفته منتقدی به نام مارتین گیفورد، فاحشه ها برای ونگوگ "خواهران روحانی بخشایش" بودند که "هر بار طعم اندکی از بهشت را برای دو فرانک" به او میبخشیدند. او در این زمان مشغول خواندن دردهای مسیح در باغ جتسیمانی بود، جایی که مسیح بهمراه حواریونش شب قبل از مصلوب شدن به مناجات پرداخت. داستان ضربه عمیقی در او نواخت، بخصوص این کلمات: "اگر تو اراده میکنی، این جام از من بستان: بهرحال نه اراده من بلکه (اراده) از آن توست که انجام خواهد شد." سلسله قتل های اخیری از فاحشه ها در ذهنش نقش می بستند و به احساس گناه وی از رفتن به سراغ فاحشه ها دامن میزدند. او به تازگی رمان "گناه پدر مورت" امیل زولا را خوانده بود، که در آن شخصیتی "همان طور که پدر مورنت در حال دعا خواندن بود... آرام چاقویی از جیبش بیرون کشید، آن را باز کرد و گوش راهب را با آن قطع کرد."
هیچ مدرک موثقی دال بر این که گوگن غیر قابل پیش بینی آن روز به دوست دمدمی مزاج خود حمله کرده باشد وجود ندارد. وقتی برادر وینسنت، تئو، چند روز بعد به بیمارستان آرل رسید- بعد از آنکه توسط گوگن از ماجرا خبر دار شده بود- از بی منطقی، تب بالا و "جنون" آشکار وینسنت در روزهای قبل از بریدن عضو سخن گفت.
ون گوگ در تخت بیمارستان مدام در طی چند روز آتی گوگن را طلب کرد اما مرد فرانسوی از او فاصله گرفت. او به یکی از ماموران پلیس مرتبط با ماجرا گفت: "با او مهربان باشید موسیو و به آرامی این مرد بزرگ را بیدار کنید و اگر مرا طلب کرد به او بگویید که من اینجا را به مقصد پاریس ترک کرده ام. دیدن من ممکن است برای او مرگبار تمام شود." از نقل قول های گوگن به دوستانش، وقتی که چند روز بعد به پاریس رسید، گفته شده است که او نیز این قطع عضو با جتسیمانی مرتبط میدانسته است. آنها دیگر هرگز یکدیگر را ندیدند، اما به مکاتبه با هم ادامه دادند.
در 28 دسامبر، دو روز بعد از بازگشتش به پاریس، گوگن به اعدام سحرگاهی مجرم پرادو رفت. ون گوگ و گوگن راجع به پرونده پرسر و صدای پرادو سخن گفته بودند. هم پرادو و هم پرانزینی قاتل – که شهرتی ننگین همچون پرادو داشت- زمانی دوستانی در کافه پاریزین لا تمبورین بودند، جایی که ون گوگ در آن نمایشگاهی داشت. اعدام اثر عمیقی بر هنرمند بجا گذاشت و نگاه این هنرمند را به بشریت تلخ کرد. اعدام خونین بود، در اولین ضربه تیغه گیوتین به گردن پرادو اصابت نکرد و بخشی از صورتش را کند. مرد از زیر گیوتین با زجر و بهت برخاست و برای برگرداندن وی برای بار دوم و جدا کردن سرش ناچار به توسل به زور شدند.
حضور گوگن در اعدام نتیجه شوک بزرگی بود که از خودزنی ون گوگ در او مانده بود. جروم وینر نویسنده میگوید که گوگن از برخوردش با ونگوگ احساس شرم می کرده و با پرادو همذات پنداری داشته است. به گفته برادلی کالینز، "شکی نیست که گوگن وینسنت را مرتبط با این اعدام می دانسته است. اگر گوگن از دیدن منظره وینسنت نیمه جان غرق در خون وحشت کرده بود، همان قدر در مقابله با این فوبیا احساس نیاز میکرد که با نگاه کردن به اعدام پرادو خود را از شجاعت خود مطمئن سازد. همچنین ممکن است او خواسته باشد به معصومیت خود و جرم دیگری افتخار کند."
پائول گوگن ( مردی با کلاه قرمز)
 , 1888, Van Gogh Museum, Amsterdam (F546)
 
منبع: ویکی پدیا. (خواننده عزیز اگر توانایی ویرایش صفحات ویکی پدیای فارسی را دارید لطفا این مطالب را در آن اضافه کنید.)
 

ترجمه و گردآوردی: علی نورانی
Compiled and translated into Farsi by Ali Noorani
Taken from different Wikipedia pages

1 comment:

talak said...

misi ali jan man hamishe asheghe ampersiyonist ha boodam va van gog va gogan az avalin henarmandane morede alaghe man hastand